تعداد کل بازديد : 4761

  بازديد امروز : 4

  بازديد ديروز : 5

طهور

[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

 

موضوعات وبلاگ

 

لينک دوستان

لوگوي دوستان




























 

درباره خودم

 

لينک به لوگوي من

طهور

 

حضور و غياب

يــــاهـو

 

آواي آشنا

 

بايگاني

اولین کلام
از کجا آمده ام؟
دلتنگی....
گفتم نمی نویسم....!
من و او...
چه انتظار عجیبی!
چه بهاری است آن روز....
هدف از خلقت انسان...؟
اگر تو با من باشی؟
امشب دری به خلوت میخانه باز کن
چقدر احساس ....
نگرشي ديگر به مهدويت
نگرشي ديگر به مهدويت( مرحله اول) [2]
نگريشي ديگر به مهدويت (مرحله دوم) [2]
نگريشي ديگر به مهدويت (مرحله سوم) [2]
نگريشي ديگر به مهدويت (مرحله چهارم) [2]
باز آمده ام....
مگر ذر زندگي چه مي خواهي که....

 

اشتراک

نام:

ايميل:

 

 

خداوند متعال، دوست دارد که بنده اش را درجستجوي مال حلال، خسته ببيند . [رسول خدا صلي الله عليه و آله]

+ پاسخ مرحله ششم: نقطه پاياني/ احساس حضور

نويسنده:قطره::: پنجشنبه 13/4/1387::: ساعت 10:8 عصر

پاسخ مرحله ششم: نقطه پاياني/ احساس حضور


 


جملات زير را با هم جمع کنيد، ببينيد چه نتيجه اي حاصل مي شود؟!


 


انسان در صورتي يک تفکر و برنامه يا فرهنگ را مي پذيرد که برتري آن را حس کند. پس بشريت در صورتي به اسلام رويکرد خواهد داشت که برتري اسلام را حس کند.


+


انسان در صورتي برتري يک مطلب را حس ميکند که بتواند آن را با موارد مشابه مقايسه کند.


+


تمدن، زندگي جمعي در سيستم ها و ساختارهاست و جوهر تمدن، سيستم هايي است که زندگي جمعي در آن جريان پيدا مي کند.


نتيجه:


...................................................................................................


توجه بشريت به تمدني جهاني بر اساس عدالت و معنويت و آماده سازي فکري و قلبي و عملي عده اي براي همراهي با منجي، از شرايط اوليه و ضروري ظهور است. حرکت به سوي ارائه حقايق اسلام به صورت مدل ها و سيستم هاي اجرايي در زندگي، توجه جهاني را به بهترين نحوه به اسلام جلب خواهد ساخت.


از سوي ديگر با لمس و احساس برتري سيستم هاي اسلام، شوق به تحقق تمدن جهاني افزايش مي يابد و مطالبهء آن را گسترش مي دهد و تشديد مي کند. شرايط ديگر جهاني که فشار ظلم و تجاوزهاست موانع اقدام عملي را مرتفع مي سازد و نقطه عطف ظهور محقق مي گردد.


((انتظار)) صحيح و فعال، عبارت است از تلاش براي ارائه دين به صورت سيستم هاي قابل مقايسه با موارد مشابه، و ملموس کردن برتري آموزه هاي اسلام در برابر سيستم هاي بشري و غير ديني.


ماموس شدن ضعف رقيب و کمال سيستم هاي اسلام، و اينکه تا معمار نهايي اين تمدن نيايد اين سيستم ها قابل دسترسي نخواهد بود، نفوس را به سوي او راهبري مي کند و جامعه جهاني را براي پذيرش او مهيا مي سازد.


براساس مطالبي که در اين کارگاه بدست آمد به نظر شما توضيح اين روايت چيست؟


((رابط خود را با خدا بشناس که اگر او را بشناسي، چه به حضور او برسي و چه نرسي مشکلي براي تو ايجاد نخواهد شد. هر که امام زمان را بشناسد و قبل از ظهور او بميرد، موقعيت او در آخرت بماند موقعيت کسي است که در کنار حضرت بوده و در تمام مراحل با او همراه بوده است.))


براستي چگونه مي توانيم در عصر غيبت، احساس حضور داشته باشيم و براي ظهور هم تلاش کنيم؟!


پاسخ سوال، در تلاش براي زندگي بر اساس برنامه ها و سيستم هايي ((خداافزا))، نهفته است که همان جمع کننده ميان آموزه هاي: ((انتظار))، ((امر به معروف و نهي از منکر)) و ((احتياط هاي سفارش شده در فضاي آخر الزمان)) است.


و البته ((خدا افزايي)) کامل در زندگي جهاني، که جوهره تمدن اسلام است تنها به دست ولي الله الاعظم حجه بن الحسن المهدي (عج) محقق مي گردد. به اميد آن روز.


 


سوال:


برنامه عملي براي خدا افزايي در زندگي چگونه است؟


 


پاسخ:


در دو لايه:


1)      تصفيه و تطهير زندگي از امور ناهنجار که در نشانه هاي آخر الزمان آمده است.


2)      فراگير مستمر نظرات خداوند و تمرکز بر نقطه مرکزي تحول در زندگي.


 


توضيح:


1)       تصفيه و تطهير زندگي:


در گفتاري از پيامبر، فضاي ناهنجار آخرالزمان و قبل از ظهور، توصيف شده است. اين توصيف که در قرنها قبل صورت گرفته است براي کساني که در آن زمان بوده اند بسيار شگفت انگيز و غير قابل باور بوده است ولي براي ما که در اين عصر زندگي مي کنيم و اين اوصاف را با چشم مي بينيم، شاهد بزرگي بر حقانيت پيامبر و گسترهء علم غيبي اوست. اين توصيف را بررسي کنيم و براي تصفيه زندگي خود و اطرافيانمان از موارد ذکر شده در آن برنامه ريزي کنيم. به قسمتي از آن توجه کنيد:


در آن زمان، مردم به وقت نماز و شرايط نماز اهميت نمي دهند، از تمايلات و خواسته هاي نفساني پيروي مي نمايند و براساس سليقهء خود زندگي مي کنند، پول و ثروت در چشم شان جلوه دارد و دين را به دنيا مي فروشند. در چنين شرايطي، فرد مومن چون منکرات را در برابر ديدگان خود مي بيند و قدرت تغيير و اصلاح آنها را ندارد، قلبش در ناراحتي ها ذوب مي شود همانطور که نمک در آب حل ميشود.


اي سلمان! در آن زمان حيا و عفت از بين مي رود و معصيت هاي خدا رايج ميگردد. اشرار بر خوبان تسلط پيدا مي کنند، دروغ گويي علنا رايج و در بين مردم شايع مي شود، لجاجت و خودرايي در رفتار عموم مردم ديده مي شود، نيازمندي و احتياج، همهء توده ها را فرا مي گيرد. مردم با لباس و ظاهر خود بر يکديگر فخر مي ورزند، باران هاي فراوان در غير فصل باران پيدا مي شود، اشتغال به لهو و لعب، استفاده از تار و آلات موسيقي را پسنديده و نيکو مي شمرند و امر به معروف و نهي از منکر را گذشته از آنکه به جاي نمي آورند امري ناپسند مي دانند....


2)      تمرکز بر نقطه مرکزي تحول در زندگي:


نقطهء مرکزي تحول در زندگي، مواقع تصميم گيري و انتخاب است. زيرا بروز و ظهور الگوهاي فکري و تاثير آنها در رفتارها، در مواقع تصميم گيري هاست. عادت عموم مردم به تصميم گيري و انتخاب بر اساس احساس و تمايل نسبت به موضوع در آن لحظه و موقعيت است. اين عادت سرچشمهء حکومت نفس و نفسانيات بر زندگي بشريت و ابزار اصلي شيطان است.


استفاده از کلماتي مانند (( دلم مي خواهد، خوشم مي آيد، دوست دارم و ....)) هنگام سوال از علت يک تصميم، نشانه هاي اين حکومت شيطاني است.


براي تغيير اين عادت بايد هنگام انتخاب و تصميم و بروز يک رفتار، لحظه اي توقف به خود بدهيم و سوال زير را بپرسيم:


اين تصميم، اين انتخاب، اين نوع رفتار يا احساس، مورد پسند خدا هست يا نه؟


اگر کسي پرسيد چرا اينکار را انجام دادي؟! آيا من مي توانم بگويم: زيرا خداوند دوست داشت و مي پسندد!


عادت به لحظه اي تفکر ((خدا افزا))، قبل از عمل، کيمياي ((احساس حضور)) است.


 


پاسخ در يک جمله: تصفيه و تطهير زندگي از امور ناهنجار و جايگزين کردن تصميم هاي خدا محور به جاي خود محور.



+ مرحله ششم: نقطه پاياني

نويسنده:قطره::: سه‏شنبه 21/3/1387::: ساعت 9:34 عصر

عنوان بحث: احساس حضور


هدف بحث: تشخيص هويت (( انتظار فعال))


نقطه شروع بحث:


زمينه سازي براي ظهور، به مانند آماده سازي زميني براي برپايي ساختماني عظيم درآن است. ساخت بنا با مديريت مستقيم ولي الله الاعظم (عج) انجام مي شود ولي آماده سازي زمين به عهده منتظران است. زمين لازم براي اين ساختمان بايد هموار شود، حفر شود، پي چيني شود و پي ريزي شود.


تمام منتظران عالم از ابتدا خلقت از حضرت آدم ابوالبشر و حضرت نوح و ابراهيم خليل الله گرفته تا حضرت موسي و عيسي روح لله تا پيامبر اعظم حضرت محمد حبيب الله (ص) و جانشينان يازده گانه اش (س)، چشم به راه معمار نهايي جهاني بوده و از او سخن گفته اند و تلاش هاي خود را در مسير به بلوغ رساندن جهان و زمينه سازي براي او توصيف کرده اند.


در هر برهه از تاريخ، مرداني بزرگ و استوار، با دستاني مجروح از زخم دشمنان و چشماني گريان ولي پر اميد، آجري به آجرهاي پي و بنيان اين ساختمان افزوده اند و با اشک، آميخته و به خون خود آن را مستحکم کرده اند. گرچه برخي آجري نيافتند و سر در پي اين ساختمان گذاشتند و با خون گلوي طفلان مستحکم کردند و نداي اين الطالب بدم المقتول بکربلاء را در آه سينهء منتظران عالم طنين انداز کرده اند.


اي عزيز که بر اين صفحه نظاره مي کني و او را مي جويي! من و تو چه بايد بکنيم؟!


سوال:


مي دانيم که بايد بشريت او را بطلبد تا بيايد، چه کنيم تا بشريت با تمام وجود رو به سوي او آورد و او را بطلبد؟



+ پاسخ مرحله پنجم: تعيين نقاط خطر و بحران/ خطر ها در مسير

نويسنده:قطره::: چهارشنبه 8/3/1387::: ساعت 8:13 عصر

پاسخ مرحله پنجم: تعيين نقاط خطر و بحران/ خطر ها در مسير


 


اهميت دادن به شناخت آفتها و خطرها، شرط عقل است مخصوصا در فعاليت هايي که آثار طولاني و دراز مدت برجاي مي گذارند. مهدويت، با سرانجام بشريت گره خورده است. پس دقتي مضاعف مي طلبد. معمولا آفت ها و خطر ها به دو سر منشاء اصلي باز مي گردند:



  • خود محوري

  • ظاهر گروي

خود محوري در تصميم ها و انتخاب ها، سر چشمه ايجاد اکثر مشکلات فکري، روحي و رفتاري است. آفتي که مانند آتش به روح انسان مي افتد و تمام وجود او و تمام دنيا و آخرتش را مي سوزاند.


ما دو انتخاب بيشتر نداريم يا خدا يا خود!! يا فکر و روح و رفتارمان را پر از خدا و رضايت خدا کنيم، يا پر از دلخواه و پسند خود!!


خودمحوري و تکيه دائم بر پسند و سليقه و تشخيص خود در تصميم ها و انتخاب ها، به مرور سبب غفلت از مقصد و سرگرم شدن به زندگي روزمره مي شود و روح مهدويت را از انسان مي گيرد؛ و جايي براي تمنا و تمايل و توجه به زندگي (( خدا افزايي )) که سراسر جهان برقرار شود باقي نمي ماند. توبيخ الهي را ببينيد:


آيا وقت آن نرسيده است خدا باوران، اين باور را از ذهن و فکر به قلب و دل بکشانند و قلب هايشان خدا و حقايقي که فرستاده است را احساس کند و دائم متوجه او باشد؟!! آيا وقت آن نرسيده است که ديگر مانند جوامع گذشته رفتار نکنند؟! جوامعي که حقايق الهي به آنها رسيد ولي با امروز و فردا کردن عمل به اين حقايق، در خودمحوري و تمايلات شخصي فرو رفتند و جايي براي توجه به خدا باقي نگذاردند و نتيجه اين که اکثر آنها نافرمان و خرابکار هستند. (از سوره حديد/آيه 16)


نااميدي نسبت به ظهور و شک کردن در آن، در اثر طولاني شدن زمان غيبت از نتايج خود محوري است؛ چراکه خدا محوران روز به روز آثار زندگي با رنگ و بوي خدايي در قلب و دل خود لمس مي کنند و در نتيجه شوق بيشتر براي فضاي ظهور و رسيدن به اوج تکامل انساني پيدا مي کنند.


ظاهرگرويي، سرچشمه اي ديگر براي بسياري از مشکلات و حسرتهاست. عادت به پر کردن عقل از ديدني هاي مادي محدود، سبب مي شود قدرت ادراک لايه هاي نهفته در موضوعات و قدرت ديدن سرچشمه هاي اصل امور از دست برود. مثلا عادت به ديدن عمر هاي کوتاه، امکان داشتن عمرهاي بلند را مشکوک يا مردود کرده است. يعني زمان غيبت طولاني مي شود و برخي در زنده بودن منجي موعود شک مي کنند؛ مگر مي شود انسان که قرن هاست عمري به طور متوسط 70 سال دارد، بيش از هزار سال عمر کند؟! پاسخ اين است که: آري مي شود! بدن در محيط زندگي انسان اين ظرفيت را دارد.


حضرت نوح (ع) به تصريح قرآن حداقل 950 سال عمر کرد.(از سوره عنکبوت/ آيه 14)


يعني بدن مادي بشر و محيط زندگي او قابليت عمرهاي طولاني را دارد ولي هنوز علم عمومي بشر به چگونگي بهره برداري از آن نرسيده است.


از ديگر موارد ظاهربيني و ظاهرگروي، اين حس و سوال است که (( اگر امام است، چرا غايب است؟ از امامي که دسترسي به او نداريم چه حاصل ؟)) کساني که برقراري ارتباط را فقط در ارتباطات گفتاري و ديداري و شنيداري حس کرده اند، نسبت به وجود ارتباطات غير حسي در شک و ترديد مي شوند.


پاسخ اين که: او غائب است ولي نه غائب از تدبير امور و هدايت بشر و تربيت طالبين حقيقت، او فقط از چشمان ما غائب است همانگونه که خداوند از چشمان ما غائب است ولي تمام هستي به تدبير اوست.


حضرت در پاسخنامه اي به محمد بن نعمان اينگونه آورده اند:


(( ما گرچه بر حسب صلاحي که خداوند در نظر دارد دور از چشم ودسترس شما هستيم(و تا وقتي که حکومت هاي ظالم و فاسق، دنيا را در دست دارند در غيبت خواهيم بود). ولي هيچ چيزي از شما بر ما مخفي نيست و کاملا بر اوضاع و احوال شما مسلط هستيم و ...... مواظبت مي کنيم...... شما نيز (بابکار بردن عقل و انجام عمل صالح) ما را در نجات دادنتان از بلا و فتنه ياري کنيد.))


غيبت از ديدگان، موجب فعال شدن قواي عقلاني و روحي براي دست يابي به او مي شود و زمينهء لازم براي تکامل عقل و روح انسان را فراهم مي کند. حضرت صادق (ع) فرمودند:


((هنگامي که قائم ما از اهل بيت، ظهور کند. دست بر سر انسانها مي گذارد و عقل و فکر بشر را يکپارچه و کامل مي گرداند.))


توجه ودل بستن به مدعياني که ادعاي نيابت و سفير بودن از جانب امام زمان را دارند يا ادعا مي کنند خود امام زمان هستند و ظهور کرده اند يا کساني که براي ظهور، وقت مشخص تعيين مي کنند نيز از خطرلت ظاهرگروي است. حضرت در پاسخنامه اي که به آخرين نائب خود مي نويسند مي فرمايند:


((هيچ کس را بجاي خود قرار نده چرا که غيبت کامل آغاز شده و ظهوري نخواهد بود مگر بعد از اذن خداوند و اراده خداوند بر ظهور قرار نخواهد گرفت مگر بعد از زماني طولاني و از ياد رفتن من از دلها و پر شدن زمين از فساد. در طول زمان غيبت، عده اي خواهند آمد و ادعاي ظهور مرا خواهند کرد. خوب توجه کنيد که هر کس قبل از بروز نشانهء حرکت سفياني و شنيده شدن نداي آسماني، ادعاي ظهور مرا کند قطعا دروغگوست. ))، (( هر که براي زمان ظهور وقت تعيين کند دروغ گفته است.))


 


پاسخ در يک جمله: خودمحوري از يک سو و ظاهرگروي از سوي ديگر منشاء تمام خطرات و بحران هاست.


 


چگونه مي توان در زمان غيبت، احساس حضور داشت و براي ظهور نيز تلاش کرد و از خطر ها در امان ماند؟ مرحله بعدي به پاسخ اين سوال مي پردازد


 



+ مرحله پنجم: تعيين نقاط خطر و بحراني

نويسنده:قطره::: چهارشنبه 8/3/1387::: ساعت 7:53 عصر

عنوان بحث: خطرها در مسير


هدف بحث: تشخيص موقعيت هاي خطر وبحران


نقطه شروع بحث:


در هر کاري و فعاليتي، موقعيت هايي وجود دارد که موجب از بين رفتن تمام زحمات و آثار مفيد و مثبت مي شوند. به نظر شما چيزهايي که مي توانند روح مهدويت را از انسان بگيرند يا فضاي مهدويت را در جامعه غبارآلود کنند و انسان را در رسيدن به مطلوب ناکام بگذارند کدامند؟



+ ترفند هاي شيطان

نويسنده:قطره::: پنجشنبه 19/2/1387::: ساعت 11:35 عصر

به روايت افسانه ها روزي شيطان همه جا جار زد که قصد دارد از کار خود دست بکشد و وسايلش را با تخفيف مناسب به فروش بگذارد. او ابزارهاي خود را به شکل چشمگيري به نمايش گذاشت. اين وسايل شامل خود پرستي، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت طلبي و ديگر شرارتها بود. ولي در ميان آنها يکي که بسيار کهنه و مستعمل به نظر ميرسيد، بهاي گراني داشت و شيطان حاضر نبود آنرا ارزان بفروشد کسي از او پرسيد: اين وسيله چيست؟ شيطان پاسخ داد: اين نوميدي و افسردگيست آن مرد با حيرت گفت: چرا اينقدر گران است؟ شيطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون موثرترين ابزار من است. هرگاه ساير ابزارهايم بي اثر مي شوند، فقط با اين وسيله مي توانم در قلب انسانها رخنه کنم. اگر فقط موفق شوم انساني را به حس نوميدي، دلسردي و اندوه وادارم، مي توانم با او هر آنچه مي خواهم بکنم. من اين وسيله را در مورد تمامي انسانها به کار برده ام، به همين دليل اينقدر کهنه است. راست گفته اند که شيطان دو ترفند اساسي دارد که يکي از آنها نوميد کردن ماست. به اين طريق دست کم نمي توانيم براي ديگران خدمتي انجام دهيم و مفيد باشيم. ترفند شيطاني ديگر ترديد افکندن در وجود ماست، تا ريشه ايمانمان را که ما را به خدا متصل ميکند، گسسته شود.



ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[13/4/1387- 10:8 ع] پاسخ مرحله ششم: نقطه پاياني/ احساس حضور
[21/3/1387- 9:34 ع] مرحله ششم: نقطه پاياني
[8/3/1387- 8:13 ع] پاسخ مرحله پنجم: تعيين نقاط خطر و بحران/ خطر ها در مسير
[8/3/1387- 7:53 ع] مرحله پنجم: تعيين نقاط خطر و بحراني
[19/2/1387- 11:35 ع] ترفند هاي شيطان
[آرشيو شده ها]


[ خانه | ايميل |شناسنامه | مديريت ]

©template designed by: www.persianblog.com